دلتنگی های شبانه....

چهارشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۴، ۰۹:۲۰ ب.ظ

 

+ یه وقتا احساس میکنم هیچی نمیدونم ، نمیدونم چی خوبه چی بده...

کاش میشد یه وقتا خدا با آدم حرف بزنه و خودش نشون بده که راه درست چیه....

 

 

 

+ امروز تو صف نماز یه دختر بچه بدون هیچ دلیلی منو بغل کرد و بوسم کرد :)

انقدر حرکتش ناگهانی بود که نمیدونستم چه عکس العملی باید نشون بدم....

 

 

+هوای سرد این روزا دیوانم میکنه....

 

 

+ دلم میخواد چشمام رو ببندم و ساعت ها دور خودم بچرخم....

 

 

+ امروز مطمعن شدم که نیمی از وجودم رو توی آسمان و روی ابرا جا گذاشتم...

 

 

+کاش آدمی بودم که بتونم حرفامو داد بکشم.....

 

 

+ شاعر میگه :

با تو هیچکس جز من
بی سپر نمیجنگه
با تو هیچکس از این
بیشتر نمیجنگه......

 

 

+ من یه آهنگ رو انقدر گوش میدم تا ازش متنفر شم ، حالا از صبح فقط داره آهنگ چشمه ی طوسی چاوشی پلی میشه و مطمعنم حالا حالا از این آهنگ متنفر نمیشم :)

 

 

+ یه حال عجیب بدی دارم....

ینی نمیدونم بد یا خوب...

فقط میدونم خیلی عجیبه...خیلی....

 

 

+ آه.....

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۲۰
محدثه مهران فر

نظرات  (۵)

۲۰ آبان ۹۴ ، ۲۱:۲۵ دکتر اشتباهی
خوش بحالت، کاش من هم میتونستم اینجور حسی داشته باشم.
مبتلا بشم مردم...
محدثه خیلی خوبه که مینویسی خیلی خیلی خوبه
پاسخ:
مبتلا نشم مردم....
ادبی نمینویسم ولی همین نوشته های چرت آرومم میکنه....
:)*
۲۲ آبان ۹۴ ، ۱۳:۲۵ شاهزاده جوان
چرا من اینقدر دیر فهمیدم
شباهت هامون رو!
پاسخ:
:)

من از دو سه سال پیش فهمیده بودم ما شبیه همیم...
متن های وبلاگت رو درک میکنم...
یه وقتا انگار خودم نوشتم....
۲۲ آبان ۹۴ ، ۱۳:۲۷ شاهزاده جوان
راستی، منم دارم آهنگ "همسایه" ش رو گوش می دم
پاسخ:
خیلی خوبه این آهنگ:)
۲۲ آبان ۹۴ ، ۱۶:۳۶ منتظر مهدی
کاش حداقل خدا بهمون بفهمونه انتخابمون درسته یا نه
هییی
پاسخ:
اوهوم....
کاش....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">