دلتنگی های شبانه

سه شنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۴، ۱۲:۴۴ ق.ظ


+ رعد برق میزد و محسن چاووشی داشت داد میکشید " به تو فکردم که بارون بباره.... " و من چاقو رو محکم توی دستم گرفته بودم و تند تند کاهو ها رو خرد میکردم و سعی میکردم به روی خودم نیارم که چقدر دلم گرفته ، که چقدر تنهام ، که چقدر سکوت خونه اذیت میکنه.... داشت رعد برق میزد و من سعی میکردم بخندم تا یادم بره از رعد برق میترسم... داشت رعد برق میزد و.....



+ زن برای هضم دلتنگی هاش گریه نمیکنه ، یا آشپزی میکنه ، یا غذا میخوره ، یا خرید میکنه....



+ سخت ترین کار دنیا اینه که بخوای واسه یکی تولد بگیری و خودش نفهمه...

ینی تا فردا موهای من سفید شده....

امیدوارم فردا به خوبی و خوشی تموم بشه:)

کلی براش ستاره رنگی درست کردم و کلی ذوق دارم...

چقدر خوبه که دارمش :)



+ این روزا خیلی شل و وا رفته میگذرن...



+حرف های که سکوت میشه......



+این روزا تا میام روی صورت آدما ماسک بسازم ، همه میگن وای نفسمون گرفت ، وای خفه شدیم

دارم با خودم فکر میکنم چه جوری هر روز این همه ماسک به صورتمون میزنیم و صدامون در نمیاد؟؟

ینی ماسکی هایی که هر روز میزنیم به سنگی ماسک گچی من نیست؟؟؟



+ دلم طرز عجیبی دریا میخواد....



+شاعر میگه : بیا و راحتم کن از نگاه آدما..... ( به شدت توصیه میشه شنیدنش)




+ خدایا

شکرت

شکر....

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۸/۱۹
محدثه مهران فر

نظرات  (۲)

من سخت ترین کار...کردم....تولد گرفتم به جای شمع خودم ذره ذره اب شدم
منم می ترسم :)
۲۲ آبان ۹۴ ، ۱۳:۳۲ شاهزاده جوان
"بیا و راحتم کن از نگاه آدما"

دقیقا به همین جمله فکر می کردم چند روز پیش و می خواستم عنوان اولین پستم که می نویسم باشه،
ولی یادم رفت ...
پاسخ:
خیلی خوبه این جمله و این آهنگ :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">