دلتنگی های شبانه
+ رعد برق میزد و محسن چاووشی داشت داد میکشید " به تو فکردم که بارون بباره.... " و من چاقو رو محکم توی دستم گرفته بودم و تند تند کاهو ها رو خرد میکردم و سعی میکردم به روی خودم نیارم که چقدر دلم گرفته ، که چقدر تنهام ، که چقدر سکوت خونه اذیت میکنه.... داشت رعد برق میزد و من سعی میکردم بخندم تا یادم بره از رعد برق میترسم... داشت رعد برق میزد و.....
+ زن برای هضم دلتنگی هاش گریه نمیکنه ، یا آشپزی میکنه ، یا غذا میخوره ، یا خرید میکنه....
+ سخت ترین کار دنیا اینه که بخوای واسه یکی تولد بگیری و خودش نفهمه...
ینی تا فردا موهای من سفید شده....
امیدوارم فردا به خوبی و خوشی تموم بشه:)
کلی براش ستاره رنگی درست کردم و کلی ذوق دارم...
چقدر خوبه که دارمش :)
+ این روزا خیلی شل و وا رفته میگذرن...
+حرف های که سکوت میشه......
+این روزا تا میام روی صورت آدما ماسک بسازم ، همه میگن وای نفسمون گرفت ، وای خفه شدیم
دارم با خودم فکر میکنم چه جوری هر روز این همه ماسک به صورتمون میزنیم و صدامون در نمیاد؟؟
ینی ماسکی هایی که هر روز میزنیم به سنگی ماسک گچی من نیست؟؟؟
+ دلم طرز عجیبی دریا میخواد....
+شاعر میگه : بیا و راحتم کن از نگاه آدما..... ( به شدت توصیه میشه شنیدنش)
+ خدایا
شکرت
شکر....