هذیان های شبانه
+ بعضی وقتا دلم میخواد برم پشت سر بعضی ها وایسم و بگم " عزیزم..." و طرف تا برگشت با لبخند گشادش بگه جانم یه مشت بکوبم وسط صورتش و بعد یه آخیش بلند بگم و صحنه رو ترک کنم ^___^
ولی خب نمیشه و تمام این های و هو میشه یه لبخند و همه چیز تموم میشه و اون مشت به جایی که توی صورت طرف فرود بیاد میخوره تو صورت خودم:|
چقدر بده بعضی چیزا فقط در حد یه فکر باقی میمونه و هیچ وقت عملی نمیشه....
خدایا قبول داری کظم غیظ یکی از سخت ترین کارای دنیاست؟؟؟ قبول داری آدم گاهی فقط با دعوا آروم میشه؟؟؟
:(
+ یه جوریم...
یه جوری که نمیدونم چه جوریه...
آشفتم...
یه دقیقه میخندم ، یه دقیقه بعدش بغض میکنم...
آه... امان از این دیوانگی....
+ احساس میکنم به یه دوره خود سازی نیاز دارم....
+ عین یه کوه آتش فشانم که آماده ی فورانه....
+شاعر میگه : چشماتو باز کردی دنیام زیر و رو شد ، چشماتو بستی باز تاریکی هام شروع شد....( توصیه میشه شنیدنش)
+ یه دوستی داشتم ، میگفت هر چی از خدا میخواین محکم بخواه ، هزار تا اما اگر نیار پشتش ، مثلن نگو خدایا ینی میشه؟؟
میگفت مگه به خدا اعتماد نداری؟؟ مگه نمیگی که اون قادر مطلقه پس بسپر به خودش....
شد که شد ، نشد هم فدای سرت بشین و منتظر باش تا یه چیزی بهتر خدا بذاره تو بغلت....
:)
+ لبخند کش دار...انقدر حال میکنم از اینکه فقط خودم میتونم به خودم امیدواری بدم :)
+..........
دلم میخواد تا ابد پشت سر هم نقطه بذارم..........
+هوای مشهد داره دلم....
+ خدایا شکرت...
شکر...
:)